اعتراف زیبای جبرائیل درباره قدرت بازوان امیرالمومنین(علیه السلام)

اعتراف زیبای جبرائیل درباره قدرت بازوان امیرالمومنین(علیه السلام) 


روایت بسیار زیبا و خواندنی از قدرت و شجاعت امیرالمونین را در گفت وگوی پیامبر با جبرائیل بخوانید:


در روز جنگ خیبر پس از آنکه مرحب خیبری(مرحب بن حارث یهودی،مردی بلندقامت، عظیم الجثه و بسیار شجاع) به دست امیرالمونین به دو نیم گردید و بر زمین افتاد جبرائیل در حالی که خنده تعجب بر لب داشت بر پیامبر فرود آمد.

رسول خدا به او فرمودند: از چه تعجب کردی؟

ادامه نوشته

اعمال شب های قدر

شب نوزدهم:

اين شب با عظمت آغاز شبهاى قدر است،و شب قدر آن شبى است كه در طول سال،شبى به خوبى‏ و فضليت آن يافت نمى‏شود،و عمل در اين شب از عمل در طول هزار ماه بهتر است،و تقدير امور سال در اين شب صورت‏ مى‏گيرد،و فرشتگان و روح كه اعظم فرشتگان الهى است،در اين شب به اذن پروردگار به زمين فرود مى‏آيند،و به محضر امام زمان(عج) مى‏رسند و آنچه را كه براى هر فرد مقدّر شده بر آن حضرت عرضه مى‏دارند.

ادامه نوشته

اعمال شب های قدر

در سايه علم و معرفت و آگاهى است كه ما به عظمت اين شب و آينده اى درخشان و بهره ورى از قرآن و مكتب انبيا و اوصيا رهنمون مى شويم و بى جهت نيست كه امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد:

دانشمندى كه مردم از دانش او بهره مند گردند، بر هفتاد هزار عابد فضيلت دارد.

استاد حسن زاده آملى مى نويسد:


ادامه نوشته

کرامات امام حسن علیه السلام


طی الارض به چین و زنده كردن دختر پادشاه چین و پسر وزیر


مي‏گويند: يكي از سلاطين مقتدر چين، وزيري داشت كه بسيار مدبر و دانشمند بود. آن وزير پسري داشت در كمال حسن جمال و پادشاه به او بسيار عشق و محبت مي ورزيد. خود شاه نيز دختري داشت در نهايت زيبايي و او را نيز بسيار دوست مي داشت.

آن پسر و دختر يكديگر را ديده و عاشق يكديگر شده بودند، شاه بر اين امر مطلع شد و هر دو را احضار كرد و امر كرد تا هر دو را كشتند.

ادامه نوشته

کرامات امام حسن علیه السلام

زنده كردن مرده

مي‏گويند: قومي نزد حضرت امام حسن عليه السلام آمدند و گفتند: «اي فرزند رسول خدا! از عجايب چيزي به ما نشان بده چنانكه پدر بزرگوار شما به ما نشان مي داد.»


امام حسن عليه السلام فرمود: «مگر شما به آن اعتقاد نداريد؟»

ادامه نوشته

کرامات امام حسن علیه السلام

زنده كردن مرده

مي‏گويند: قومي نزد حضرت امام حسن عليه السلام آمدند و گفتند: «اي فرزند رسول خدا! از عجايب چيزي به ما نشان بده چنانكه پدر بزرگوار شما به ما نشان مي داد.»


امام حسن عليه السلام فرمود: «مگر شما به آن اعتقاد نداريد؟»

ادامه نوشته